۱۳۸۸ بهمن ۲۹, پنجشنبه

ای دل ای دل

ای دل ای دل

باز لرزیدی از احساس بهار
ای دل ای دل چو یک ساز دیدی

باز نالیدی از آن چشم خمار
ای دل ای دل چو رازی شنیدی
.
باز رنجیدی از ابروی نگار
ای دل ای دل چو مهتاب چیدی

باز بالیدی از آن بوته خار
ای ای دل چو بر گل رسیدی

باز باریدی از ابری پر بار
ای دل ای دل چو شادی چشیدی
....

تاریخ انتشار: 29/11/1388 هجرت شمسی سرایش: ا. شربیانی 28/08/1387 تهران

۴ نظر:

زهره دودانگه گفت...

امان از دل که یک لحظه هم از دست او آسایشی نیست...

ا.شربیانی گفت...

سپاسگزارم: دل و لحظه که سرجاشون باشن امیدی هست که آسایش هم در سرای امید را بزنه. بازهم ممنون که خواندید و نوشتید.

هیوا گفت...

امان ازین‌دل که داد،
فغان ازین‌دل که داد
به‌دستِ شیرین عِنانِ فرهاد...

ا.شربیانی گفت...

هیوای نازنین، های های های های دل تنگ من، درستش همان که شما نوشتید، سپاسگزارم، که شعـر امیر مجاهد نگاشتید و یادی هم از برنامه ی گلها، فغان ازین دل که داد، به دست شیرین عنان فرهاد. یـادش بخیر برنامه ی گلها و بازخوانی آن ترانه با صدای سرکار خانم دکتر سوسن مطلوبی (سروش ایزدی)